سیــــاه مشــق

بس نقش خامه زیر و زبر گشت تا از آن .............. نقشی چنین ز دقت صانع شد انتخاب

سیــــاه مشــق

بس نقش خامه زیر و زبر گشت تا از آن .............. نقشی چنین ز دقت صانع شد انتخاب

سلام.
به "سیاه مشق" هایم خوش امدید.
دوستانی که لطف می کنید و نظر می گذارید، یه لطف دیگه هم بکنید و خصوصی نظر نگذارید تا دیگران هم بهره مند شوند مگه جایی که واقعا ضرورت داره.
ممنون از همه دوستانی که نظر می گذارند و من رو با کلماتی بیشتر آشنا می کنند.
پایدار باشید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

۶۵ مطلب با موضوع «روایی» ثبت شده است

حل شدن ایمان در قلب مومن

يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ۰۵:۲۶ ب.ظ

امروز روز جالبی بود. البته جالب بودنش نه از باب خوشی، شاید از باب صبری که باید می کردم و چیزهایی که باید می شنیدم و دم نمی زدم... دوستان ما را گلوله باران کردند. حالا سر چی؟ سر اینکه من به فلانی فلان حرف رو زدم که نزده بودم. خوبه لااقل خود طرف اومد از من پرسید که من انکار کردم و دیگه هیچی بهم نگفت. ان شاالله که سکوتش تایید تهمت دیگران به من نباشه. به هر حال حمل بر صحت می کنیم. ولی جالبه که دل چه طور از دوستانی که انتظار نداره و فلان حرف رو به آدم نسبت می دن می سوزه. رفتم تو شهر حدیثم تا ببینم درباره ی تهمت زدن  امامم چی فرمودند. این رو فرموده بودند:

إذا اتَّهَمَ المؤمنُ أخاهُ انْماثَ الإیمانُ مِن قلبِهِ کما یَنْماثُ المِلحُ فی الماءِ .

امام صادق علیه‏السلام : هرگاه مؤمن به برادر خود تهمت زند ایمان در قلب او آب شود همچنان که نمک در آب حلّ مى‏شود .     الکافی : 2 / 361 / 1 منتخب میزان الحکمة : 96

وقتی این رو خوندم خیلی ناراحت شدم. مگه من و اون حرفی که به من نسبت داده شده چقدر ارزش داریم که ایمان مومنی بخواد اب بشه اونم به صورتی که در روایت اومده: حل شدن نمک در آب.

خدایا، همه ی ما را ببخشای و از خطای ما در گذر که تو برترین بخشندگانی...آمین

می خواستم جوابش رو بدم و ... ولی  یاد این روایت افتادم و سعی کردم در حد خودم حفظ حرمت کنم.

مَنِ اتَّهمَ أخاهُ فی دِینِهِ فلا حُرمَةَ بَینَهُما .

امام صادق علیه‏السلام : هر کس به برادر دینى خود تهمت زند حرمتى میان آن دو به جا نمى‏ماند.    الکافی : 2 / 361 / 2 منتخب میزان الحکمة : 96

 مگه یه حرف نزده چه ارزشی داره که دوستی من با چند نفر رو بخواد به هم بزنه. حداقل از طرف من که به هم نخوره. از طرف دیگران  که خب اونا مختارن در انتخاب دوست..

دوستای خوبم شما احادیث رو بخونین . کاری به این که چی گفتن و من چقدر ناراحت شدم یا نشدم نداشته باشین. کیف کنین از کلام حضرات معصومین که چه دقیق همه چیز رو برای ما گفتن..

 

یک حرف ناب

سه شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۸۹، ۰۳:۵۸ ب.ظ

اگه یه تابلو تو آسمون بود که همه ی دنیا می دیدنش، چی روش می نوشتی؟؟؟؟

بعضی ا زدوستان جواب این سوال رو تو قسمت نظرات دادن که از همشون کمال تشکر رو دارم. می تونین جواب هاشون را از اینجا بخونین. بقیه ی دوستان که پیامکی جواب دادن من تابلو نوشته هاشون رو براتون می نویسم تا تشکری کرده باشم از تفکر و زحمتشون و نوشته های زیباتون:

۱. می نوشتم: گر سینه شده تنگ خدای با ما هست، گر پا شود لنگ خدا با ما هست. دل را به حریم عشق بسپار و برو، فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست.. ( وجود خدا رو با خوندن این تابلو نوشته با تمام موهای سیخ شده ی بدنم حس کردم و خوشحال شدم که همچین کسی رو دارم. ممنون خدا که هستی..)

۲. می نوشتم: فقط خدا  (خدایا، ما فقط تو را داریم پس ما را دریاب....آمین)

۳. ...: ای کاش عشق آفریده نمی شد.

۴. ...: همه ی آسمان مال من است.

۵. ...: از همه ی کسانی که این تابلو را می بینند خواهشمندم که این بنده ی حقیر را حلال کنند علی الخصوص مامان بابای خوشگل و مهربونم.

۶. ...: إن الله یغفر الذنوب جمیعا. گر چه مطمئنا هر قدر خدا ببخشه سلب توفیق قطعیه.

۷. ...: روزگاریست شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد.

۸. ...: مرگ بر آمریکا.

۹. ...: می نوشتم خدا

۱۰. ...: خیلی چیزا تو آسمون می شه نوشت، بزرگان گفته اند: والعاقبة للمتقین!

۱۱. ...: می نوشتم " من عاشقم، مرا بخاطر عشقم خدا بخوانید و به من ایمان آورید"

۱۲. ...: دنیا جای ماندن نیست، آخرت را دریابید!

۱۳. ...: درورد بر بنده ی خدا.

۱۴. ...: خدایا صدای ما را بشنو.

۱۵. ...: می نوشتم: الف. اونم با تموم زبانهای زنده دنیا چون قراره همه بخونن.اگر چه فقط نصف نیم کره زمین می تونن بخونن چون نصف دیگه شبه.چون آسمون هم با زمین میچرخه، فرداش هم نمی تونن بخونن
حالا چرا الف: در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

 این نوشته های دوستان بود. و اما اون چیزی که من می نوشتم این بود. شاید مدت هاست باز هم بازنگری می کنم که نوشته ی دیگه ای شاید بهتر باشه ولی می بینم، نه، همین رو می نویسم:

قال الله تعالی :

مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن دیَتَهُ عَلَیّ دیَتَهُ فاَنَا دیَتَهُ

خداوند متعال می فرماید : کسی که مرا طلب کند ، مرا می یابد و کسی که مرا بیابد ، مرا می شناسد و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش و کسی که من او را می کشم دیه دارد و دیه او بر من است و کسی که دیه ی او بر من است، من، خود، دیه ی او هستم....فاَنَا دیَتَهُ....

این حدیث رو من خیلی دوست دارم چون خدا خودش یک روندی رو به من نشون داده که اگه من بخوام عاشق خدا بشم، باید قبلش به او محبت پیدا کنم و محبت پیدا کردن من هم باید زمینه ی شناخت داشته باشد. جون انسان تا چیزی را نشناسد نسبت به او محبت پیدا نمی کند. محبتی که به عشق برسد. و باز هم نشونم داده خدا که اگه بخوام بشناسمش اول باید پیداش کنم خدای خودم رو بین این همه هوا و هوس ها و الهه های دروغین و حالا من بیچاره که می خوام عاشق خدا بشم، خدا را چه جوری باید پیدا کنم؟؟و این جاست که خدا می فرماید: "من طلبنی وجدنی".... وقتی این رو می خونم دیگه نیم تونم تحمل کنم. اخه می دونید چرا؟ الان بهتون می گم. اخه دوستان، خداییش، خودتون رو بزارین جای من: من می خوام خدا رو پیدا کنم و بشناسمش و دوسش داشته باشم و عاشقش بشم و اون رو با تمام وجودم درک کنم، اونوقت اولین تلاش و ابتدایی ترین کاری که باید بکنم خب قاعدتا باید من بکنم دیگه..ولی بازم این خدای مهروبن که داریم  نمی ذاره من کاری بکنم. می گه تو فقط  طلب کن، من رو پیدا می کنی...ای خدااااااا که تو جقدر مهربونی. جقدر بنده هاتو دوست داری. فقط می گی بطلب. فقط تو رو بخوام. خدا جونم، من تو رو می خوام...

این قد رتو این حدیث روان و نرم خدا مراحل رو گفته که ادم احساس می کنه که از یه بلندی داره سرسره بازی می کنه و می افته تو بغل خدا. فقط باید بخوای سرسره بازی کنی و با عشق خدا  وجودت رو منور کنی.

پروردگارا، مقام طلب را شامل حال همه ی ما قرار ده و حقیقت بندگی را در تک تک ما به ارمغان بگذار...آمین

ببخشید طولانی شد. فقط می خواستم بگم که همه ی شما چقدر خوبین و مومن. پایدار باشید

بهترین قلب ها

سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۸۹، ۱۰:۱۵ ب.ظ
پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله:

خَیرُ القُلوبِ اَوعاها لِلخَیرِ وَ شَرُّ القُلوبِ اَوعاها لِلشَّرِّ، فَاَعلَى القَلبِ الَّذى یَعِى الخَیرَ مَملُوٌّ مِنَ الخَیرِ اِن نَطَقَ نَطَقَ مَأجورا و اِن اَنصَتَ اَنصَتَ مَأجورا؛

بهترین قلب‏ها، قلبى است که ظرفیت بیشترى براى خوبى دارد و بدترین قلب‏ها، قلبى است که ظرفیت بیشترى براى بدى دارد، پس عالى‏ترین قلب، قلبى است که خوبى را در خود دارد و لبریز از خوبى است. اگر سخن بگوید، سخنش در خور پاداش است و اگر سکوت کند، سکوتش درخور پاداش است.

دلم برای حدیث تنگ شده بود گفتم بزار یه دونه بنویسم تا قلبم جلا پیدا کنه با کلام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله....

پروردگارا، قلب ما را با ظرفیت ترین قلب برای خیر و خوبی قرار بده...آمین.

رهبرا....

شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۸۹، ۱۱:۱۵ ق.ظ

رهبرا، امدنت را شکر می گوییم.

پروردگارا، حضورش را با ظهور نایب بر حقت، حجت ابن الحسن پیوند ده و زینب بخش عالم گردان...آمین


به مناسبت حضور مقام معظم رهبری در  شهر مقدس قم، این بار این پست را به بیانات ایشان اختصاص می دهم. ایشان در شرح حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله اینگونه می فرمایند:
من مواعظ النبی صلى الله علیه وآله وسلّم:
خیارکم أحسنکم أخلاقاً، الذین یَألفون ویُؤلفون.
(تحف العقول صفحه 45)
بهترین شما، کسانى هستند که برخوردشان با مردم، از همه بهتر است. چهره‏اى گشاده دارند که مردم رغبت مى‏کنند با آنان انس و الفت بگیرند.
معناى روایت، این نیست که اگر کسى پاى‏بندِ عمل به تکلیف شرعى نیست ولى خوش‏برخورد است بر کسى که وظائف دینى خود را انجام مى‏دهد ولى گشاده‏رو نیست، ترجیح دارد.
بلکه مراد این است فرد مؤمنى که وظائف خود را انجام مى‏دهد و حسن خلق هم دارد بر مؤمنى که خوش اخلاق نیست برترى دارد.
جلسه بیست و سوم 23/8/78

الانه که دست و دلم بلرزه، می تونم بی خیال بشم و .... می تونم هم که نه....اره ... مسئله سر تونستنه. من می تونم این گناه رو بکن. غیبت کسی رو بکنم. به کسی تهمت بزنم. به کسی ظلم کنم. به کسی صدمه بزنم و خیلی گناه های مخفی و آشکار دیگه. مهم این نیست که بتونم. نه. مهم اینه که عفت بورزم. با اینکه می تونم نکنم.....حالا بخون که وقتی بتونی و گناه نکنی علاوه بر اینکه خلیفت اللهی و انسانیتت رو داری، پاکی و عصمت و اطاعت کودوم مخلوق خدا رو هم دارا می شی.....

امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام :

ما الُمجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ اللّه بِأعظَمَ أجرا مِمَّن قَدَرَ فعَفَّ ، لَکادَ العَفیفُ أن یَکونَ مَلَکا مِنَ المَلائکةِ .

کسى که در راه خدا جهاد کند و شهید شود اجرش بزرگتر از کسى نیست که بتواند گناه کند و عفّت ورزد ، انسان پاکدامن نزدیک است که فرشته‏اى از فرشتگان خدا شود .

نهج البلاغة : الحکمة 474 منتخب میزان الحکمة : 386


اوج خیانت به دوست!!!!!

شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۸۹، ۱۱:۵۰ ب.ظ

امام على علیه‏السلام :

ما أیقَنَ بِاللّه مَن لَم یَرْعَ عُهودَهُ وذِمَّتَهُ .

بـه خدا یقین ندارد ، کـسى که عـهد و پـیمان خود را رعایت نکند .

عهد و پیمان، می شه همون قول دادن خودمون که بعضی ها حتی قسم هم می خورن. مثلا من قول میدم به دوستمکه هیچوقت تو رو تنها نمی زارم. قول می دم به دوستم که فلان کار رو حتماانجام می دم، قول می دم به دوستم که برات فلان کار رو می کنم، تا چه حد می شه رو قول مردم حساب کرد؟ بنار و باید بزاریم رو اینکه مردم به قولشون عمل می کنند یا اینکه بنا رو بزارم رو اینکه مردم بد قولن؟ اصلا چرا بقیه؟؟!!! خودم چی؟ خودم کی به قولم عمل کردم؟ یادم هست قولی دادم به کسی که خیلی خیلی دوستش داشتم و دارم. قول دادم به شرطی که او به قولش عمل کنه، ده روز صبر کردم به قولش عمل نکرد، من صبر کردم تا بلکه عمل کنه ولی نکرد، خیلی غصه دار شدم. خیلی داغون شدم. خیلی از تو شکستم. خیلی و من نیز به قولم عمل نکردم. اولین باری بود که من قولی می دادم و بهش عمل نمی کردم.....اینجا بود که یاد این روایت افتادم که می فرمایند:

امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام :

غایَةُ الخِیانَةِ خِیانَةُ الخِلِّ الوَدودِ ، ونَقْضُ الْعُهُودِ .

امام على علیه‏السلام :

اوج خیانت ، خیانت کردن به دوست صمیمى و شکستن عهد و پیمانهاست .

غرر الحکم : 6374 منتخب میزان الحکمة : 190

یادمه استادمون همیشه به ما م یگفت: اگه برای اسلام زینت نیستید، ابروریزی هم نکنید.

پروردگارا، کمکم کن تا با وفا کردن به عهد و پیمان ها و قول هایی که می دهم، جهت ده و راهگشا برای بندگانت باشم و ایمان خود و انان را قوی گردانم...امین

Title-less

دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۸۹، ۰۹:۵۷ ق.ظ

پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله:

تَکَلَّفُوا فِعلَ الخَیرِ وَ جاهِدوا نُفوسَکُم عَلَیهِ، فَاِنَّ الشَّرَّ مَطبوعٌ عَلَیهِ الاِنسانُ؛

در کار خیر، خود را به زحمت اندازید و در این راه با هوا و هوس خود مبارزه کنید، زیرا طبیعت انسان به بدى تمایل دارد.

(تنبیه الخواطر، ج 2، ص 120)

پ

اللهم اشف کل مریض.....

جمعه, ۲ مهر ۱۳۸۹، ۰۱:۲۴ ب.ظ

سلام دوستان. راستش زبانم بند اومده از حرف زدن. همیشه پیش خودم می گم خوبه تایپ کردن بلدم چون وقتی هم که گریه کنی می تونی بنویسی. همین طور روزها که می گذرد بیشتر دارم دوستانم رو از دست می دم. من لایق دوستی با انان را نداشته ام لابد. پروردگارا، این چه آزمایش است که من را می کنی؟ صبوری می خواهد که من صبور نیستم. امروز دیدم که یکی از بهترین دوستام بیمار شده و .... شوکه شدم. رفتم فقط حدیث خوندم تا یه کم ارووووم بشم. به دوستم دسترسی ندارم. پس مشمول این روایت می شم، اگه براش دعا کنم، که می کنم و خواهم کرد:

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : أسرَعُ الدُّعاءِ إجابَةً دَعوَةُ غائِبٍ لِغائِبٍ ؛

نزدیک‏ترین دعا به اجابت ، دعا براى فرد غایب است .

الکافى ، ج 2 ، ص 510  .

ترانه عزیز، داداش خوبم و همه ی کسایی که از درد و رنج بیماری ،خداوند شما را محبوب خود قرار داده، براتون دعا م یکنم که سریع ترین دعا به اجابت ، دعا برای شماست. پروردگارا، به حق خلیفه ی بر حقت بر روز زمین، همه ی بیماران را شفای عاجل و عافیت کامل عنایت کن. اللهم صل علی محمدو ال محمد.....امین

صدقه هم یادم نره که بدم. ..... خب دادم. حالا می دونید صدقه رو چرا گفتم؟  خودتون بخونید:

عنه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

تَصَدَّقُوا وداوُوا مَرضاکُم بالصَّدَقَةِ ؛ فإنَّ الصدقةَ تَدفَعُ عنِ الأعراضِ والأمراضِ ، وهِیَ زیادَةٌ فی أعمارِکُم وحَسَناتِکُم .

صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان کنید ؛ زیرا صدقه از پیشامدهاى ناگوار و بیماریها جلوگیرى مى‏کند و بر عمر و حسنات شما مى‏افزاید .

کنز العمّال : 16113 منتخب میزان الحکمة : 318

پروردگارا، با خبر عافیت و سلامتی دوستانم، بر من منت گزار و لطافت و ربوبیت و وحدانیتت را بیش از پیش به رخ ما بکش. ...امین.

قطع ارتباط دوستی؟

پنجشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۸۹، ۱۰:۲۱ ب.ظ

یه سوال داشتم. من می تونم با دوستم قطع ارتباط کنم؟ می تونم اون رو نادیده بگیرم؟ می تونم هر کاری که کرد اون رو از خودم برونم ؟ می تونم؟ خدایا می تونم یا نه باید بمونم؟ باید پایدار باشم؟ باید استقامت داشته باشم؟ باید با خلق نیکو و دعای خیر  دوستی هام رو حفظ کنم؟ چه کنم؟جوابش رو امام علی علیه السلام به من داد. پس هنوزم امامم با من حرف می زنه. فقط کافیه بپرسم. طلب کنم جوابش رو. بگردم و می یابم. ممنونم خدایا از این جوابی که بر دهان مبارک و نورانی امیرالمؤمنین قرار دادی. ...

امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام :

لا تَقطَعْ صَدیقا وإن کَفَرَ .


امام على علیه‏السلام :

از هیچ دوستى مَبُر ، هر چند ناسپاس باشد .

 منتخب میزان الحکمة : 316


پروردگارا، مرا هیچ گاه قطع کننده ی ارتباطات دوستی ام قرار مده و دوستی هایم را در جهت خودت، در راه خودت رهنمون کن.... آمین

رابطه ی مؤمنین با یکدیگر چگونه باید باشد؟

پنجشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۸۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ

چندی قبل که شاید به چند ساعت هم نرسه، در اثر مهر ورزی که من به یکی از دوستام داشتم اون رو از دست دادم. ناراحت و غمگین بودم اما خب به هر حال دوستی دو طرف دارد و اگه کسی مهر انسان را طلب ندارد، دلیل نمی شه که من مهر نورزم. این حدیث را که دیدم از کار خودم مطمئن شدم. امیدوارم دوستم هر جا هست موفق و پیروز باشه و یه روزی دوباره این ظرفیت رو در خودش ببینه که من رو دوست خودش بدونه.

رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:

مَثَلُ المُؤمِنینَ فی تَوادِّهِمْ وَتَعاطُفِهِمْ وَتَراحُمِهِمْ مَثَلُ الجَسدِ ؛ إذا اشتکى مِنهُ عُضوٌ تَداعى سائرُ الجَسَدِ بالسَّهَرِ والحُمّى .

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

مؤمنان در دوستى ، عطوفت و مهرورزى نسبت به هم چونان یک پیکرند که هرگاه عضوى از آن به درد آیددیگر اعضا را بیخوابى و تب فراگیرد .

منتخب میزان الحکمة :  60

اره خب. وقتی دوستت تب بکنه تو هم تب بکنی اون وقت می شی مؤمن. تعجبمه که وقتی دوستم درد داره و من دردش رو حس می کنم و درد می کشم از درد اون روانشناس ها و روان پزشک ها به من می گن که تو ظرفیتت خیلی پایینه!!!! این جاست که باید بگم در عجبم.... خداوند قلوب مومنین رو به هم پیوند می ده، نگفته قلوب محارم یا نامحرم رو. قلوب مؤمنین به هم پیوند خوردس. مؤمنین از فرط عشق و محبتی که به هم دارن به خداوند تقرب می جویند. ای کاش می شد این حرف ها رو به گوش شنوایان رسوند و اون ها رو بر این باور رساند که محبت خلق در اوج  خودش، عین ایمان و محبت به خداست.

پروردگارا، ظرف محبتی ما را در مسیر خودت قرار ده و آن چنان گسترده اش کن که سایه ای کوچک از مهر و محبت ربوبیتت باشد.....آمین