سیــــاه مشــق

بس نقش خامه زیر و زبر گشت تا از آن .............. نقشی چنین ز دقت صانع شد انتخاب

سیــــاه مشــق

بس نقش خامه زیر و زبر گشت تا از آن .............. نقشی چنین ز دقت صانع شد انتخاب

سلام.
به "سیاه مشق" هایم خوش امدید.
دوستانی که لطف می کنید و نظر می گذارید، یه لطف دیگه هم بکنید و خصوصی نظر نگذارید تا دیگران هم بهره مند شوند مگه جایی که واقعا ضرورت داره.
ممنون از همه دوستانی که نظر می گذارند و من رو با کلماتی بیشتر آشنا می کنند.
پایدار باشید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

۶۵ مطلب با موضوع «روایی» ثبت شده است

تقرب

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۸۹، ۰۶:۴۸ ب.ظ

چه زیبا شبی بود شب معراج پیامبر...

الإمام علیّ علیه‏السلام:  - فی حَدیثِ المِعراجِ: إنَّ النَّبِیَّ صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم سَأَلَ رَبَّهُ سُبحانَهُ لَیلَةَ المِعراجِ فَقالَ : . . . یا رَبِّ ، دُلَّنی عَلى عَمَلٍ أتَقَرَّبُ بِهِ إلَیکَ . قالَ : اِجعَل لَیلَکَ نَهاراً ونَهارَک لَیلاً .
قالَ : یا رَبِّ ، کَیفَ ذلِکَ؟ قالَ : اِجعَل نَومَکَ صَلاةً ، وطَعامَکَ الجوعَ .یا أحمَدُ ، وعِزَّتی وجَلالی ، ما مِن عَبدٍ ضَمِنَ لی بِأَربَعِ خِصالٍ إلاّ أدخَلتُهُ الجَنَّةَ : یَطوی لِسانَهُ فَلا یَفتَحُهُ إلاّ بِما یَعنیهِ ، ویَحفَظُ قَلبَهُ مِنَ الوَسواسِ ، ویَحفَظُ عِلمی ونَظَری إلَیهِ ، ویَکونُ قُرَّةُ عَینَیهِ الجوعَ . یا أحمَدُ ، لَو ذُقتَ حَلاوَةَ الجوعِ وَالصَّمتِ وَالخَلوَةِ ، وما وَرِثوا مِنها . قالَ : یا رَبِّ ، ما میراثُ الجوعِ؟ قالَ : الحِکمَةُ ، وحِفظُ القَلبِ ، وَالتَّقَرُّبُ إلَیَّ ، وَالحُزنُ الدّائِمُ ، وخِفَّةُ المُؤنَةِ بَینَ النّاسِ ، وقَولُ الحَقِّ ، ولا یُبالی عاشَ بِیُسرٍ أم بِعُسرٍ .
یا أحمَدُ ، هَل تَدری بِأَیِّ وَقتٍ یَتَقَرَّبُ العَبدُ إلَیَّ؟
[ قالَ : لا ، یا رَبِّ ] . قالَ : إذا کانَ جائِعاً أو ساجِداً .

قبل از اینکه ترجمشو بزارم فقط یه نگاهی به حجم رنگ ها بکنین. اونایی که با رنگ آبیه رو پروردکار متعال گفته و اونایی رو که با رنگ سبزه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم. یه کمی فکرکن ببین وقتی در محضر بزرگی می شینی بیشتر باید حرف بزنی یا بشنوی؟ گمونم شیندن بهتره دیگه . ظاهر این روایت این رو خوب نشون می ده. حالا یه چیز دیگه: وقتی د رمحضر بزرگی می خوای حرف بزنی چی باید بگی؟ یادتونه امام علی علیه السلام هی به اطرافیان خود می فرمود: سلونی قل Nن تفقدونی. قبل از اینکه من را از دست بدهید از من بپرسید...پس یادمون باشه هر وقت در محضر بزرگی بودیم بیشتر بشنویم و اگه حرفی زدیم سوالی باشه که راهنمامون باشه و البته سوال خوب و عمیقی باشه.(همه رو بزرگ تر از خودت بدون چون تو که نم یدونی که بزرگی در تو بیشتره یا در طرف مقابلت!)و اما ترجمه این روایت زیبا. من که هنوز که هنوزه دارم روش فکر می کنم . خیلی مطلب داره تو این روایت. خوبه کسایی که می خونین این رو هر کودومتون یکی از مطلب های عمیقش رو که متوجه شدین برام توضیح بدین. تا این روایت رو واضح تر بفهمم. ممنونم.

امام على علیه‏السلام: - در حدیث معراج: پیامبر صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم در شب معراج ، از پروردگار خود خواست و چنین گفت : پروردگارا ! مرا به کارى راه نماى که با آن به تو نزدیک شوم.
فرمود : «شبت را روز ، و روزت را شب بدار» .
پرسید :
پروردگارا ! چگونه چنین توان کرد؟
فرمود : «خواب خویش را نماز ، و خوراک خود را گرسنگى قرار بده .
اى احمد ! به عزّت و جلالم سوگند ، هیچ بنده‏اى برایم چهار چیز را تضمین نمى‏کند ، مگر این که او را به بهشت در مى‏آورم : زبان فرو بندد و آن را جز بدانچه به وى مربوط است ، نگشاید ؛ دل‏خویش را از وسواس حفظ کند ؛ آگاهى من از او و این را که او در زیر نگاه من است ، پاس بدارد ؛ و نور دیده‏اش ، در گرسنگى باشد . اى احمد ! کاش ، شیرینىِ : گرسنگى ، سکوت ، خلوت و آنچه را از آن به ارث برده‏اند ، چشیده بودى !» .
پرسید :
پروردگارا ! میراث گرسنگى چیست؟
فرمود : «حکمت ، حفظ دل ، تقرب به خداوند ، اندوه دائم ، کم‏هزینگى براى مردم ، حقگویى ، و اهمّیت ندادن به این که در گشایش و آسانى مى‏زید یا در سختى و دشوارى .
اى احمد ! آیا مى‏دانى با کدام حالت و وقت ، بنده به من تقرّب مى‏جوید؟» .
گفت :
نه ، اى پروردگار !
فرمود : «آن هنگام که گرسنه یا در حالت سجده باشد»

یکتا

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۸۹، ۱۱:۱۶ ب.ظ

سلام. و سلام. اما این بار به خدا سلام. و نمی دونم من ابتدا به سلام کردم یا تو ای خدای من. گمونم تو اول به من رو کرده بودی. چون یادمه آیت الله جوادی آملی می فرمودند: وقتی تو به یاد خدا می افتی یقین بدان که قبل از تو خدا تو را یاد کرده است. پس خدای من، علیک سلام.

امروز می خواستم درباره ایثار بنویسم دیدم تو این دنیا ادمی که ایثار کنه کمه. اومدم درباره اعتماد بنویسم دیدم اطمینان و اعتماد در این روزگار اگر کسی بکنه با دست خودش قبر خودش رو کنده. دیدم امروزه تنها کسی که تو می تونی باهاش حرف بزنی خداست. اون هم تو دلت. مبادا به زبون بیاری.

می خواستم درباره کمک به برادر ایمانی بنویسم که امام صادق علیه السلام می فرمایند:مَن قَضى لأخیهِ المؤمنِ حاجَةً قضى اللّه‏ُ عز و جل لَهُ یَومَ القِیامَةِ مِائةَ ألفِ حاجَةٍ مِن ذلکَ ، أوَّلُها الجَنّةُ . هر کس یک نیاز از برادر مؤمن خود را روا سازد خداوند عز و جل در روز رستاخیز صد هزار نیاز او را برآورد که نخستین آنها بهشت است . الکافی : 2 / 193 / 1 منتخب میزان الحکمة : 168   اما دیدم امروزه کسی نیاز دیگری رو برطرف نمی کند. کم هستند ادم هایی که کمک کار باشند. اگر هم کسی بخواد دست دیگری رو بگیره بقیه او را زمین می زنند.

می خواستم درباره آشتی دادن دو تا ادم بنویسم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: ألا اُخبِرُکم بِأفضلَ مِن‏دَرَجَةِ الصِّیامِ والصَّلاةِ والصَّدَقةِ ؟ إصلاحُ ذاتِ البَینِ ؛ فإنّ فسادَ ذاتِ البَینِ هِی الحالِقةُ .

آیــا شما را به چیزى با فضیلت‏تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم ؟ آن چیز اصلاح میان مردم است ؛ زیرا تیره شدن رابطه میان مردم مُهلک و دین برانداز است . کنز العمّال : 5480 منتخب میزان الحکمة : 324  که دیدم هر که مرا آشتی داده و من هر که را آشتی داده ام و دیگران را دیده ام که آشتی داده اند گروهی را همه و همه را آزار دادند. یادم هست دایی ام را. و دیگران را....

خلاصه موندم چی بنویسم.(البته هم درباره ایثار نوشتم هم کمک کردن و هم آشتی دادن ها)

گفتم این بار فقط یک کلمه می نویسم. یه کلمه ای که پناه همگان است و آرامش دهنده دل ها و گوش شنوای درد ها و چشم بینای اشک ها و .....ببین و بشنو و آرام کن و پناه ده

خدایا

 

تولدی دوباره

يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۸۹، ۰۲:۰۲ ب.ظ

       

تا به حال شده که بخوای دوباره متولد بشی؟ دوباره از اول شروع کنی؟ دوباره بخوای روند بهتری رو در پیش بگیری؟ دقت کردی وقتی نوزادی به دنیا می یاد دستاش چقدر لطیف و نرمه. دور بدنش خون و چرکابه که شستشو می شه و نوزاد تازه متولد شده چه گریه ای میکنه و آغوش پر مهر مادرش رو می خواد و فقط می خواد از شیره ی جان مادر سیراب شه. تا حالا به این فکرکردی که نوزادی که متولد می شه همه اعضای  بدنش شاداب و سر حاله و می خواد رشد و نمو داشته باشه؟ حالا فکر کن ببین دوست داری دوباره متولد بشی و نو بشی و شاداب و سر حال بشی و از شیره ی جان سیراب بشی و در آغوش پر مهر مادری قرار بگیری؟ نگو که نمی شه. من که می گم می شه. می شه دوباره متولد شد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و صلم می فرمایند:التّائـبُ مـِن الذَّنـبِ کَمَـنْ لا ذَنْبَ لَهُ.: توبه کننده از گناه مانند کسى است که گناهى نکرده باشد . (منتخب میزان الحکمة : 92).

  وقتی من توبه کنم قلبم مانند اون کودک تازه به دنیا اومده دوباره به تپش می افته. اعضا و جوارحم دوباره نو می شه. دریچه حکمت به قلبم باز می شه و من رو از معرفت الهی سیراب می کنه. روحم شروع به رشد و نمو و تکامل می کنه. خدا من رو در آغوش پر مهر خودش می کیره حتی زیباتر و شدیدتر از ...بگذارید حدیث رو بنویسم براتون: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند : لَلّهُ أفْرَحُ بتَوبةِ عبدِهِ مِن العَقیمِ الوالِدِ ، ومِن الضّـالِّ الواجِدِ ، ومِن الظّمآنِ الوارِدِ . هر آینه خشنودى خداوند از توبه بنده خود بیشتر است تا خوشحالى نازایى که بچّه مى‏آورد و گم کرده‏اى که گمشده خود را مى‏یابد و تشنه‏اى که به آب مى‏رسد . (کنز العمّال : 10165 منتخب میزان الحکمة : 92).

 یه حساب سر انگشتی بکن. مادری که نازاست و بچه دار نمی شه وقتی کودکی رو به دنیا بیاره چقدر خوشحال می شه تازه خداوند بیشتر از این ها از توبه بنده اش خوشحال می شه. اونم خدایی که من بنده  با گناه خودم در حقش گوتاهی کرده و بدی کردم. اونوقت چنین خدایی وقتی من توبه بکنم از خطاهام می دونی چی می گه؟ می گه بنده ی من، نه تنها توبه تو رو پذیرفتم و آغوش باز تو رو می پذیر1، بلکه به ملائک هم دستور می دم که گناهات رو پاک کنند و خودم گناهات رو از ذهن و حافظه  ملائک پاک می کنم1. تازه خدا به این هم اکتفا نمی کنه. اینقدر که مهربون و پر رحمته. بلکه می گه که بنده ی من که توبه کرده ای، نه تنها خطاهاتو پاک کردم بلکه او ها رو به حسنه تبدیل کردم.2 جایگزین خطای من یه خوبی نوشته شده؟ خدایا این چه رحمتی است که تو به بندگانت داری؟ پروردگارا، آیا من بنده نباید تو را اطاعت کنم؟ می دونین دوستان از توبه چی راحت تره؟ چون ممکنه توفیق توبه به هر کسی دست نده تا آمرزش هم به دنبال داشته باشه. اما اگه توفیق توبه دست داد آمرزش هم به دنبال داره 3.

اما نگفتید راحت تر از طلب توبه کردن چیه؟

امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام می فرمایند: تَرْکُ الذَّنبِ أهْوَنُ مِن طَلبِ التَّوبةِ  گناه نکردن آسانتر از طلب توبه است .(بحار الأنوار : 73 / 364 / 96 )

دیگه حساب کار با خودتون که راه آسان و قطعی رو انتخاب کنین یا راهی که شاید آخرش بشه توبه کرد و آمرزش خواست از خدا. اما حواسمون باشه. هیچوقت کسی رو به خاطر گناه یا خطایی که ازش توبه کرده سرزنش نکنیم چون اونوقته که نمی میریم تا به اون گناه مبتلا بشیم. پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم   می فرمایند: هر کس برادر خود را براى گناهى که از آن توبه کرده است سرزنش کند ، نمیرد تا خود آن گناه را مرتکب شود . تنبیه الخواطر : 1 / 113 منتخب میزان الحکمة : 420

پروردگارا مارا جزو توبه کنندگان قرار ده..آمین

دلم نیومد بقیه احادیث توبه رو نذارم. از خوشبویی شخص توبه کار و جوان توبه کار و ...این ها و احادیثی که در متن نیومده و با شماره مشخص شده را در ادامه مطلب آوردم. پایدار باشید.

درک کنیم

چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۸۹، ۰۹:۰۴ ق.ظ

چند وقت پیش که داشتم می رفتم به سمت خانه، دیدم کودکی به علت کفش نامناسبی که داشت پاش پیچ خورد و افتاد زمین. دل من هم با اون کوددک ریخت رو زمین. دعا کردم زخمی نشده باشه چون خیلی تند راه می رفت.. در اصل داشت می دوید تا کنار مادرش بتونه باشه. اما رفتار این مادر من رو بیشتر غصه دار کرد. مادر بعد از یک داد حسابی که چرا مواظب راه رفتنت نیستی، یک کتک جانانه هم حواله اش کرد و دو سه تا فحش و تا کلی وقت هم غر می زد سرش. کافی بود اون بچه رو می دیدید. مظلوم  داشت گریه می کرد و باز هم مادر داد زد که اینقدر گریه نکن و ...بزارین بقیشو نگم براتون.که طاقت گفتنش رو ندارم. واقعا کودک سه یا چهارساله ای که تازه اول یادگیریشه اینطور دعوا کردن جلوی جمع آدم ها، جا داره؟ نمی گه این مادر که اعتماد به نفس و عزت نفس این بچه خورد شده و دیگه بر نمی گرده؟ نمی گه کودکی که کتک بخوره دیگه نمی شه ازش انتظار داشت عقده ای بار نیاد ؟ نمی گه به خودش که اخه این بچه چه گناهی کرده که مجبوره پابه پای قدم های بزرگی که بزرگ تر ها بر می دارن بیاد و نیوفته ؟ خدای من چرا ما  آدم ها اینقدر بی فکر هستیم؟ چرا نمی تونیم خودمون رو بزاریم جای همدیگه و همدیگه رو درک کنیم؟ اگه این مادر یک لحظه خودش رو گذاشته بود جای فرزندش که از گوشت و پوست خودشه اونوقت رفتارش چه جوری می شد؟؟؟

یادمه ووروجک من که خدا حفظش کنه هم همین جریان براش پیش اومد. یک بار که با هم داشتیم قدم رو می رفتیم (اخه خب بچه اروم می یاد و من هم باید اروم برم  و برای اینکه حوصله ام سر نره هی با بجه ام حرف می زنم و قدم رو می ریم و قدم ها رو می شماریم) پاش گیر کرد به یه سنگریزه ای و افتاد زمین. من یک قدم رفتم جلو با اینکه می دونستم خورده زمین تا لوس نشه و نخواد گریه کنه. بعد با لحن اینکه مثلا دارم دنبال بچم می گردم اسمش رو صدا زدم و گفتم کجاست این ووروجک من؟ بعد برگشتم و مثلا دیدم که خورده زمین و گفتم : ئه، پس چرا رو زمین دراز کشیدی؟ نکنه خوابت می یاد؟ آهان. داری سنگا رو می شماری؟ یا می خوای مورچه ها رو ببینی؟ خلاصه حواسش پرت مورچه ها شد . مورچه ای هم که نبود اون جا رو آسفالت. رفتم و بلندش کردم و لباسش رو مرتب کردم و گفتم خب حالا بقیه قدم رو رو بریم؟ اونم خندید و گفت بریم. بعد که رسیدم خونه و لباساشو در اوردم به پاهاش و دستاش نگاه کردم ببینم چقدر زخمش عمیقه و .. خدا رو شکر زیاد خون نیومده بود. بهش نشون دادم زخمشو و گفتم حواست به جلوی پاهات باشه اگه سنگریزه ای دیدی لهش نکنی دردش بگیره و خودت هم بیافتی زمین. اونم خندید و این ها. خب شاید در حد سی ثانیه هم نشد این حرکت من ولی اون کتک زدن ها و غر زدن های مادر و این ها که حدود دو دقیقه ای طول کشید و همه ی عالم هم فهمیدن که این بچه خورده زمین و مادر هم عجله داره و زبان به بدگویی و این ها....یاد این روایت می افتم وقتی که کمی از دست این ووروجک خسته می شم یا با بازیگوشی هاش اذیت می شم که امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام  می فرمایند: اِرحَمْ مِن أهلِکَ الصَّغیرَ ووَقِّرْ مِنهُمُ الکَبیرَ .  به کودکان خانواده‏ات رحم کن و بزرگان خانواده‏ات را احترام گذار .(أمالی المفید : 222 / 1 منتخب میزان الحکمة : 232). می فرمایند رحم کن. لفظ إرحم رو آورده اند. همیشه در این جور مواقع خوبه آدم خودش رو بزار جای اون کودک و ببینه که اگه مادرش یا پدرش بخواد بهش رحم کنه چه رفتاری رو می کنه و همون رفتار رو داشته باشیم.

دوستان رحم کنید بر فرزندانتان. جالبه که می گه فرزندانی که از خودتونه.. این توجه رو هم می دن که عزیز من . این کودک و این بچه ای که می خوای تنبیهش کنی به نا حق یا هر کاری از خودته. غریبه نیست. خودی محبوب تره . به غریبه ها رحم نمی کنی به خودی رحم کن. فرزندته عزیز مادر. ای کاش اون روز می شد من ان کودک رو تیمار کنم و نوازش کنم و اشکاش رو با دستام پاک کنم و با زبان کودکی قربون صدقه اش برم تا با نیروی تازه ای بتونه اونطور بدو بدو دنبال مادرش بره. تا به حال فکر کردین که قدم های بچه ها نصف قدم های ما بزرگ تر هاست و در راه رفتن باید آرام تر راه بریم تا ان ها بتونن عادی با ما راه بیان؟این نه فقط تو راه رفتن بچه ها صدق م یکنه. بلکه تو همه کاراشون  مثل دست شستناشون، لباس پوشیدن و حتی محبت کردن هاشون هم نیاز به فرصت و زمان بیشتری نسبت به ما بزرگ تر ها دارن و ما باید حوصله کنیم و حوصله کنیم و حوصله کنیم...

وقتی حرف بچه و کودک می شه من دیگه نمی تونم جلوی زبونم رو بگیرم. چون این بچه ها خیلی مظلوم واقع شدن.و ما در حقشون هم کوتاهی می کنیم و هم ظلم و بدی. پروردگارا ما را از ظلم جدا بفرما هم بر خودمان و هم بر دیگران و یاریمان کن تا بتوانیم حق همه کس را به نحو أحسن رعایت کنیم ..آمین

یادمون باشه اگه خواستیم با بچه ای حرف بزنیم به زبون خودش حرف بزنیم.

  رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم : مَن کانَ عِندَهُ صَبِیٌّ فلْیَتَصابَ لَهُ . هـر کس نزد او کودکی هست ، باید با او کـودکانه رفتار کند .

 این نشانه ی بزرگی و فهم ماست نه اینکه اگه کودکانه حرف زدیم شخصیت ما خورد شده. این چیزها رو بزارین کنار و کودکانه به درد و دل کودکانمان گوش دهیم که آنان نیز در و دل دارند.

سنگین ترین، نورانی ترین، ماندگارترین

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۸۹، ۰۸:۳۶ ب.ظ

همیشه دوست داشتم بخشنده ترین مردم باشم. از بخل و بخیل بودن بدم می یومد. البته گمون میکنم همه ادم ها بدشون بیاد. خلاصه دنبال این میگشتم که چه جوری می شه بخیل نبود تا اینکه.... عجب چه جالب که این طور  .... حالا برای اینکه بخواین بدونین من چی دیدم که این قدر برام جالب اومد رو فایل بالا کلیک کنین تا خودتون گوش کنین..... چه زیباست..الهم صل علی محمد و اله ....

از این به بعد نه تنها وقتی نام پیغمبرو رو می شنیدم صلوات می فرستادم که خب قبلا هم این کار رو می کردم خدا رو شکر ولی حالا هر وقت یاد بخیل نبودن و بخشند ه بودن هم می افتم  صلوات می فرستم. می دونید چرا؟

پیامبر اکرم  صلی الله علیه و اله و سلم فرموده اند:  إنَّ أبخَلَ الناسِ مَن ذُکِرتُ عِندَهُ ولَم یُصَلِّ عَلَیَّ . بخیل‏ترین مردم ، کسى است که نام من نزد او برده شود و بر من درود نفرستد. (کنز العمّال : 2144 منتخب میزان الحکمة : 332) اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم... صلوات رو که فرستادم و نوشتم  یه چیز جالب تر رو دیدم.. پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم : مَن صَلّى عَلَیَّ فی کتابٍ‏لَم تَزَلِ الملائکَةُ تَستَغفِرُ لَهُ مادَامَ اسمِی فی ذلکَ الکتابِ . (کنز العمّال : 2243 منتخب میزان الحکمة : 332)

هر کس در نوشته‏اى بر من درود فرستد ، تا زمانى که نام من در آن نوشته موجود باشد ، فرشتگان پیوسته براى او آمرزش طلبند .

الان یعنی فرشته ها دارن بر من درود می فرستن یا هر کی که این رو خونده و صلوات رو نوشته؟؟؟ این خیلی خوبه. البته تا وقتی که وبلاگ من به راه باشه و حذف نشه ان شاالله. فرشته ها در حال درود بر همه ی ما هستند. یادمون باشه وقتی اسم پیامبر رو م ینویسیم صلی الله علیه و اله رو کامل بنویسیم که همن هاست که برایمان م یماند.  خوبه ادم هی صلوات بنویسه رو جاهایی که می مونه و ماندگاریش بالاست. مثلا سر در خونه ها یا مثلا تو وبلاگ های دیگه یا تو قلبش حکاکی کنه. چه زیبا م یشه این حکاکی... برام جالب شد این صلواتی که روز و شب می فرستیم چه اثرات دیگه ای برامون داره. یاد قیامت افتادم که قراره من از رو صراط رد بشم. اینکه صراط  تاریکه . اینکه از مو باریک تره ... کمی ترسیدم و ناراحت شدم و به خدا گفتم خدایا مددی. اما روزنه ی امیدی رو تو قلبم دیدم...پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم  این امید رو تو دل من پدید اوردند. می فرمایند:  الصَّلاةُ عَلَیَّ نورٌ على الصِّراطِ . (کنز العمّال : 2149 منتخب میزان الحکمة : 332)....درود (وصلوات) فرستادن بر من ، نورى است روى صراط .... دیگه اشکم د راومد. یه صلوات و درود بر پیامبر و این همه اثر و ثواب هایی که خیلی چیزها نم یتونه این ها رو به وجود بیاره...خدایا تو چقدر رسولت رو دوست داری که این همه اثر رو برای درود فرستادن بر ایشون گذاشتی؟؟؟؟واای خدای من. صلوات که برای من نور می شه رو صراط و من می تونم ببینم و رد بشم. اونوقت تو باز می فرمایی که سنگین ترین اعمالی که در ترازوی من می گذاری.... اونوقت من نباید عاشق خدایم باشم؟ چه کسی م یخواد من رو به این عشق ملامت کنه؟ بیایید ملامت گران، ملامتم کنید که من عاشق چنین خدا و پیرو چنین رسولی ام که امام صادق علیه اسلام میفرماید: أثقَلُ ما یُوضَعُ فی المِیزانِ‏یَومَ القِیامَةِ‏الصَّلاةُ على محمّدٍ وعَلى أهلِ بَیتِهِ . (بحار الأنوار : 94 / 49 / 9 منتخب میزان الحکمة : 332)....  سـنگین‏ترین عـمـلى کـه روز قیامت در ترازو (ى اعمال) گذاشته مى‏شود ، درود بر محمّد و اهل بیت اوست ...

خدایا بهترین درود خود رو بر محمد و آل محمد بفرست..اللهم صل علی محمد و ال محمد

 بزارید دیگه هیچی ننویسم و فقط صلوات بفرستم. و شما بخونین که چه اثراتی داره صلوات فرستادن بر محمد و ال محمد در ادامه مطلب

چرا ائمه؟

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۸۹، ۰۵:۰۰ ب.ظ

   تا حالا فکر کردین که اهل بیت عصمت و طهارت رو چرا اینقدر ما دوست داریم؟ یا چرا به حرفاشون گوش می دیم؟ یا اینقدر محبتشون تو دل ماهاست؟ یا دوست داریم که از سربازانشون باشیم؟ یا هر چی که ما رو وصل کنه به ائمه اطهار علیهم السلام؟؟؟فکرکردین؟

خب اینکه ما ائمه رو دوست داریم و محبتشون تو قلب ماست به خاطر یه چیز خیلی مهمه که شکر بسیار هم داره. و البته قدردانی از مادر و پدر عزیزمون و سپاس از اون ها. حالا این چیز مهم چیه؟

امام باقر (علیه السلام) فرمودند :

 مَن اَصبَحَ یَجِدُ بَردَ حُبِّنا عَلی قَلبِهِ فَلیَحمَدِ اللهَ عَلی بادِئِ النِّعَمِ قیلَ وَ ما بادِئُ النِّعَمِ ؟ قالَ: طیبُ المَولِدِ؛ امالی صدوق ۱/۵۶۲/۷۵۵ 

 هر کس صبح کند و خنکی محبت ما را در قلب خود بیابد، با ید خدا را برای نخستین نعمت سپاس گوید ، گفته شد نخستین نعمت چیست ؟ فرمودند : حلال زادگی.

نکته جالب این حدیث علاوه بر بیان مبنایی ترین ریشه ی محبت اهل بیت یه چیز دیگس. دقت کن ببین فرمودند بَردَ حُبِّنا: خنکای محبت ما...

تصور کن که در این دریای طوفانی دنیا با این همه فریب و دو رویی و مشکلات و غیره که هر انسانی رو گرفتار خودش کرده و اگه غرق نشه دیگه نای نفس کشیدن براش باقی نمی مونه و در نهایت غرق می شه چون قوتی برای حرکت نداره اونوقت بهترین چیزی که ادم می بینه چیه؟ اره . یه خشکی یا بهتر از اون یه کشتی. خشکی اگه باشه تو  مجبوری یه جا ساکن بمونی و  نمی تونی مکان ها و فرصت های جدید رو کشف کنی اما اگه کشتی باشه اونم یه کشتی محکم چقدر به من می تونه کمک کنه و من رو به جاهای بلند و وسیع برسونه ؟ و  ائمه اطهار علیهم السلام مثل این کشتی می مونن برای ما: 

 پیامبر گرامی ما صلی الله علیه و اله و سلم می فرمایند:

إنَّما مَثَلُ اَهلِ بَیتی فیکُم کَمَثَلِ سَفینَةِ نُوحٍ (ع) مَن دَخَلَها نَجا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ؛امالی طو سی ۳۴۹/ ۷۲۱  مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است که هر کس داخل آن شد ، نجات یافت و هر کس رهایش کرد، غرق گردید.

و حالا که من فهمیدم این عشق و محبتی که در دل منه مال اهل بیته و ائمه اطهار علیه السلام هستند که مایه ی نجات من هستند چرا خود رو تسلیم اون ها نکنم و پای صحبت هاشون نشینم که امام رضا علیه السلام فرمودند:

اَلنّاسُ لَوعَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا لَا تَّبَعُونا؛  بحارالانوار ۲/۳۰/۱۳.

مردم اگر زیبایی های سخنان ما آگاه می شد ند از ما پیروی می کردند.

پروردگارا، این روزها همه دل ها غمگین است. ایام ایام عزاداری سالار شهیدان است. خدایا عزاداری های همه را مورد قبول خود قرار ده و ان ها را امانت بدست امیرالمومنین علی علیه السلام بده برای ذخیره ی اخرت. طوری که اعمال بد و گناهانمان ان ها را از بین نبرد و روز قیامت  امانت را از دست امیرالمونین پس بگیریم و زیر سایه لطف تو و د رجوار نعمت وجودیشان قرار بگیریم ....آمین

پروردگارا، دل های مومنین را به هم نزدیک تر گردان و آن چنان محبت دوستداران خودت را در دل مومنین قرار ده که بارقه ای از محبت الاهی را بچشند و عاشق عشق و محبت تو شوند و دل را برای حضورت خالی و خالص گردانند...آمین

 

حتما گوش کنید و از این گروه باشید

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۸۹، ۱۱:۳۸ ق.ظ
سلام .

حتما گوش دهید:

سه دقیقه هم بنشینید سر کلاس درس شیطان!!!!!!!!



محرم اومد از راه

سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۸۹، ۱۰:۳۸ ب.ظ

اینقدر محرم سنگین و عظیم است که دیگه زبان ها در دهان می خشکند و چشمهاست که فقط رسالت خود را به انجام می رسانند....چشمها بگریید. خون بگریید....آن چنان بگریید که دل دیگر نماند..آن چنان اشک بریزید و هق هق کنید که دیگر نفهمید رو زمین هستید یا پیش مولا رفته اید...

قلم دل و دماغی برای سیاه مشق ندارد. این بار سر مشق رو می نویسم و هر کدام از ما می خونیم و تمرین می کنیم و سیاه مشق را با هم می نویسیم....

۱. امام رضا علیه‏السلام : فَعَلى مِثلِ الحُسَینِ فَلیَبکِ الباکونَ ؛ فإنَّ البُکاءَ علَیهِ یَحُطُّ الذُّنوبَ العِظامَ . ثُمَّ قالَ علیه‏السلام : کانَ أبی علیه‏السلام إذا دَخَلَ شَهرُ الُمحَرَّمِ لا یُرى ضاحِکا ، وکانَتِ الکَآبَهُ تَغلِبُ علَیهِ حَتّى تَمضِیَ عَشرَةُ أیّامٍ ، فإذا کانَ یَومُ العاشِرِ کانَ ذلکَ الیَومُ یَومَ مُصیبَتِهِ وحُزنِهِ وبُکائهِ ، ویَقولُ : هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ علیه‏السلام بر کسى چون حسین باید که گریندگان بگریند ؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را مى‏زداید . حضرت سپس فرمود : چون ماه محرّم مى‏رسید کسى پدرم علیه‏السلام را خندان نمى‏دید . غم و اندوه بر او چیره بود تا آن که ده روز مى‏گذشت . روز دهم روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود و مى‏فرمود : این روزى است که حسین علیه‏السلام در آن کشته شد .(وسائل الشیعه : 10 / 394 / 8 منتخب میزان الحکمة : 382)

۲. امام رضا علیه‏السلام :مَن کانَ یَومُ عاشوراءَ یَومَ مُصیبَتِهِ وحُزنِهِ وبُکائهِ ، یَجعَلِ اللّه‏ُ عز و جل یَومَ القِیامَةِ یَومَ فَرَحِهِ وسُرورِهِ .هر که روز عاشورا ، روز سوگوارى و اندوه و گریه‏اش باشد ، خداوند عز و جل روز قیامت را روز شادى و سرور او قرار دهد .(علل الشرائع : 227 / 2 منتخب میزان الحکمة : 382)

۳. امام على علیه‏السلام :بُکاءُ العُیونِ وخَشْیَةُ القلوبِ مِن رَحْمَةِ اللّه تعالى ذِکرُهُ ، فإذا وَجَدتُموها فاغتَنِموا الدُّعاءَ . گریه چشمها و ترس دلها نشانه رحمت خداى بلندنام است . هرگاه این دو را در خود یافتید دعا کردن را غنیمت شمرید . (مکارم الأخلاق : 2 / 96 / 10 منتخب میزان الحکمة : 78)

۴. امام سجّاد علیه‏السلام : ما مِن قَطرةٍ أحَبَّ إلى اللّه عز و جل مِن قَطْرَتَینِ : قَطرةُ دَمٍ فی سبیلِ اللّه ، وقَطرةُ دَمعَةٍ فی سَوادِ اللّیلِ ، لا یُریدُ بها عبدٌ إلاّ اللّه‏َ عز و جل . هیچ قطره‏اى نزد خدا محبوبتر از این دو قطره نیست : قطره خونى که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکى که براى خدا در دل شب فرو افتد . (بحار الأنوار : 69 / 378 / 31 منتخب میزان الحکمة : 78)

۵. امام صادق علیه‏السلام : ما مِن شیءٍ إلاّ ولَهُ کَیْلٌ أو وَزنٌ إلاّ الدُّموعَ ، فإنّ القَطرةَ مِنها تُطْفِئُ بِحارا مِن نارٍ ، وإذا اغْرَوْرَقَتِ العَینُ بمائها لَم یَرْهَقْ وَجهَهُ قَتَرٌ ولا ذِلَّةٌ ، فإذا فاضَتْ حَرَّمَهُ اللّه‏ُ على النّارِ ، ولَو أنّ باکیا بکى فی اُمَّةٍ لَرُحِموا . هر چیزى پیمانه و وزنى دارد مگر اشکها ؛ زیرا قطره‏اى اشک دریاهایى از آتش را فرو مى‏نشاند . و هرگاه چشم در اشک خود غرق شود ، گَرد هیچ فقر و ذلّتى بر چهره آن ننشیند . و هرگاه اشکها سرازیر شود خداوند آن چهره را بر آتش حرام گرداند . و اگر گرینده‏اى در میان امتى بگرید همه آن امّت مشمول رحمت مى‏شوند . (بحار الأنوار : 93 / 331 / 14 منتخب میزان الحکمة : 78)

۶. امام على علیه‏السلام : ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلاّ لقَسوةِ القلوبِ ، وما قَسَتِ القلوبُ إلاّ لِکَثْرةِ الذُّنوبِ . چشمها نخشکید مگر بر اثر سخت دلى و دلها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد . (بحار الأنوار : 73 / 354 /60 منتخب میزان الحکمة : 78)

۷. امام صادق علیه‏السلام : طَلَبتُ نُورَ القَلبِ فوَجَدتُهُ فی التَّفَکُّرِ والبُکاءِ ، وطَلَبتُ الجَوازَ علَى الصِّراطِ فوَجَدتُهُ فی الصَّدَقَةِ ، وطَلَبتُ نُورَ الوَجهِ فوَجَدتُهُ فی صَلاةِ اللَّیلِ . روشنایى دل را جوییدم و آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم و گذر از صراط را جوییدم و آن را در صدقه دادن یافتم و نورانیّت چهره را جوییدم و آن را در نماز شب یافتم . (مستدرک الوسائل : 12 / 173 / 13810 منتخب میزان الحکمة : 572)

دلم نمی یاد این پست رو به پایان برسونم خصوصا اینکه فقط نشسته ایم در کلاس درس اهل بیت و گوش می کنم از کلامشون . اما به هر حال پایانی است برای هر چیزی.

در ایام محرم  از همه دوستان التماس دعا دارم . جملگی عزاداری هایتان مقبول حق باشد و در تاییدات الاهی باشید و با استقامت در راه اطاعت و عبودیت الاهی...آمین


دوستی

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۸۹، ۰۴:۴۶ ب.ظ

یکی از دوستای خوبم برام چیزی نوشته بود چون خیلی دوسش داشتم گفتم شما هم بخونید:

شاعر و فرشته ای باهم دوست شدند.....

فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته.....

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت.....

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت....

خدا گفت دیگر تمام شد......

دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود .....

زیراشاعری که بوی اسمان رابشنود زمین برایش کوچک است.....

و فرشته ای که مزه عشق رابچشد اسمان برایش کوچک است....

این مطلب جالب بود. از دوستم ممنونم بابت این مطلب. چند بار خوندمش. داشتم فکر می کردم که چرا این دو باید زندگی براشون سخت بشه آخه؟ بعد یاد نیمه پر لیوان و نیمه خالی لیوان افتادم. به نظر من این داستان با این همه زیبایی و عشق نیمه ی خالی لیوان رو دیده.... عشق رو در فراق و سختی تعبیر کرده... چرا زندگی این دو باید دشوار باشه ؟ می دونین چرا این حرفو می زنم؟؟؟؟ خب برای اینه که این دو تا همدیگه رو دارن. این چیز کمی نیست. می دونید داشتن دوست جقدر مهمه! امام على علیه‏السلام می فرمایند: .مَن لا صَدِیقَ لَهُ لا ذُخرَ لَهُ ۱.کسى کـه دوستى نــدارد، اندوخته‏اى ندارد. پس این دو همدیگه رو که دارن دیگه زمین و اسمان براشون مهم نباید باشه. شاعر زمینی محبت فرشته ی اسمانی رو داره و بالعکس. البته اگه این دوستی واقعا بینشون ایجاد شده باشه.خب یه ذره باید فکر کنیم ببینیم چه جوری می شه فهمید که حالا اینا با هم دوست شدن یا نه.......اوووووم  

خب گمونم باید از یه جا بفهمیم که این دو تا واقعا با هم دوست شدن یا الکی میگن. امام على علیه‏السلام فرمودند: سَلُوا القُلوبَ عنِ المَوَدّاتِ ؛ فإنّها شَواهِدُ لا تَقْبَلُ الرُّشا ۲. دوستیها و محبتها را از دلها بپرسید که دلها گواهانى رشوه ناپذیرند . پس دل اونها باید این گواهی رو بده . دل که دروغ نمی گه ! می گه؟! اما شاعر و فرشته ی قصه ی ما یه کاری رو کرده بودن که نشونه ی این دوستیشون باشه و اون ابراز این محبتشونه که در قالب های مختلفی می شه انجامش داد. حالا چرا اینو م یگم؟چون پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم فرمودند:اذا أحبَّ أحدُکُم صاحِبَهُ أو أخاهُ فلیُعْلِمْهُ ۳. هرگاه یکى از شما رفیق یا برادر خود را دوست داشته باشد ، آن را به او اظهار کند.فرشته ی ما، پری از بال خودشو به شاعر داد و شاعر شعری از خود را....این خیلی عالیه که بین این دو رابطه ی دوستی هست. دیگه نباید سختی و ناراحتی باشه. اما آیا در همین حد کافیه که من فرشته، یه پر بدم به دوستم و ... چقدر ابراز بکنم به دوستم؟ چقدر؟! امام  على علیه‏السلام می فرمایند:  اُبذُلْ لِصَدِیقِکَ کُلَّ المَوَدَّةِ ،ولا تَبذُل لَهُ کُلَّ الطُمأنِینَةِ ۴. هر چه محبّت دارى نثار دوستت بکن ، امّا هرچه اطمینان دارى به پاى او مریز ... هر چه که محبت داری. خوش به حال دوست کسی که ظرف محبتی اش زیاده و قدر دوستش رو می دونه و سعی م یکنه دوستیشو پایدار کنه...ان شاالله دوستیهاتون ماندگار باشه و در جهت خیر و صلاح هم کام بردارید و برای یکدیگه نعم العون علی طاعت الله ( بهترین یار در جهت اطاعت پروردگار) باشید.

دوست دارید بدونید که چه جوری می تونین دوستی های ماندگار داشته باشید و دوستای خوبتون رو از دست ندین؟!! سه تا اصل داره. یکی یکی حفظش کن و برای دوستات پیاده کن اما اما اما این انتظار رو نداشته باش که دیگران برای تو پیاده کنند. شاید بپرسی پس فایده ی دونستن اینا در مورد خودت چی م یشه؟ فایدش این می شه که وقتی دوستت این سه نکته رو در مورد تو نادانسته و نخواسته اجرا کرد تو بتونی راحت بگذری چوووون رابطه ی دوستی مهم تر از از دست دادن دوستته ....حالا اون سه تا چیه؟

امام صادق علیه‏السلام می فرماید : تَحتاجُ الإخْوةُ فیما بَیْنَهُم إلى ثلاثةِ أشیاءَ ، فإنِ استَعمَلُوها وإلاّ تَبایَنُوا وتَباغَضُوا ، وهی : التَّناصُفُ ، و التَّراحُمُ ، و نَفْیُ الحَسَدِ ۵. برادران در میان خود به سه چیز نیازمندند که اگر به کار بندند دوستى بپاید و گرنه از یکدیگر جدا شوند ودشمن هم گردند . آن سه چیز اینهاست : انصاف با یکدیگر ، مهربانى با یکدیگر و حسد نبردن به هم .

پروردگارا بر دوستان ما بیفزا و بهترین برکات را نصیب دوستان ما بگردان و توفیقات روز افزونی رو به دوستان ما عطا کن آنچنانکه در محبت تو غوطه خورند و دوستی و محبت تو رو شهود کنند...آمین.

منابع احادیث در ادامه مطلب

 

چی بخونم؟

دوشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۸۹، ۰۱:۵۵ ق.ظ

تقریبا هفت سال پیش بود که ما رفتیم زیارت خانه خدا..خدا روزی همه مان بکنه ان شاالله. رفته بودیم مسجدالنبی و عظمت اسلام و یکرنگی مسلمان ها رو می دیدیم. بماند اختلافات و دورنگی ها...آدم اگه بخواد یکرنگی و وحدت رو بهتر می تونه ببینه تا دورنگی و اختلاف رو.. اون جا که بودم نمیدونم چرا دلم می خواست پولی رو که برده بودم بزارم تو جیب اون ها و یه قرآن بخرم. ولی خریدمش. یه قرآن نسبتا کوچیک. و البته با تفسیر و این ها که حاشیه ی قرآن نوشته بود. از اون به بعد هر روز کار من شده بود این که این قرآن کوچیکم رو دست بگیرم و برم بشینم تو مسجدالنبی و هی قرآن بخونم و هی قرآن بخونم....یادش بخیر... خدا توفیقات همه رو برای قرآن خوندن زیاد کنه ...آمین...امروز یکی از دوستام به من گفت که قران بخون و قران گوش بده... خب این دوستم هیچوقت الکی حرف نمی زنه. برای همین رفتم تو احادیث تورقی کردم. اولش به ذهنم اومد که چه جوری از دوستم باید تشکر کنم که به فکر منه؟ همین طور که کتاب ثواب الاعمال رو ورق می زدم چشمم به این روایت افتاد:

 امام صادق علیه السلام از پدرش علیه السلام نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:  اهل القران فى اعلى درجه من الادمیین ما خلا النبیین و المرسلین فلا تستضعفوا اهل القران و حقوقهم فان لهم من الله لمکانا. اهل قرآن بالاترین درجات را پس از پیامبران و رسولان دارند. بنابراین ، اهل قرآن را ضعیف و حقوق آنها را کم نشمارید. زیرا آنان نزد خداوند مقام ارجمندى دارند. و چون این دوستم خودش اهل قرآن هست من شرمندش شدم و می شم در ادای حقش. درجه ی بعد از پیامبر و رسولانخیلی بالاست... خدایا کمکم کن حقوق مومنین رو به تمامه بتوانم ادا کنم و خود جبران کننده ی کاستی های من باش...آمین

این وسط می خوام از آب گل آلود ماهی تازه بگیرم. بیاین با هم برای دوستم و همه ی کسایی که هادی مردم به سمت قرآن و اهل بیت هستند دعا کنیم که:

پروردگارا، توفیقات آنان را روز افزون بگردان و در گنجینه ی قلبشان را همواره رو به سوی نور باز نگه دار و سینه هاشان را مملو از معارف نبوی قرار ده و آنان را عاملان و فاهمان قرآن  قرار ده.... آمین..

خیالم که یه کمکی از این بابت راحت شد موندم که حالا من قرآن رو چقدر بخونم ؟ میدونستم که یه کار باید مستمر باشه تا در قلب هم اثر کنه و هم ملکه ی ادم بشه. اما من چقدر باید قرآن بخونم هر روز؟ تا اینکه روایت بعدی رو دیدم و مشتاق  چند بار این روایت رو خوندم و داشتم حساب کتاب می کردم که من برم تو کودوم دسته بهتره و میتونم و این حرفا. اون روایت این بود:

 امام باقر علیه السلام نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:من قرا عشر آیات فى لیله لم یکتب من الغافلین و من قرا خمسین آیه کتب من الذاکرین و من قرا مائه آیه کتب من القانتین و من قرا مائتى آیه کتب من الخاشعین و من قرا ثلاثمائه آیه کتب من الفائزین و من قرا خمسمائه آیه کتب من المجتهدین و من قرا الف آیه کتب له قنطار و القنطار خمسمائه الف مثقا ذهبا و المثقال اربعه وعشرون قیراطا اصغرها مثل جبل احد و اکبرها ما بین السماء و الارض . کسى که در شب ده آیه بخواند، از غافلین نوشته نمى شود. و کسى که پنجاه آیه بخواند، از ذگر گویندگان نوشته مى شود. و کسى که صد آیه بخواند، از نمازگزاران نوشته مى شود. و  کسى که دویست آیه بخواند، از خاشعین نوشته مى شود و کسى که سیصد آیه بخواند، از رستگاران نوشته مى گردد. و کسى که پانصد آیه بخواند، از کوشش کنندگان نوشته مى شود و کسى که هزار آیه بخواند، یک قنطار براى او نوشته مى شود. که هر قنطارى پانصد هزار مثقال طلاست . و هر مثقال بیست و چهار قیراط است و کوچکترین قیراط باندازه کوه احد و بزرگترین آن باندازه وسعت ما بین زمین و آسمان است .  الله اکبر...اللهم الرزقنا....

همین طور که احادیث رو می خوندم و مونده بودم از این معارف ناب که اهل بیت به ما دادند یه هو یه سوالی برام پیش اومد. عین این سریال ها و فیلم ها که یه صحنه رد می شه صحنه ی بعد می یاد جلوی چشم ادم. و اون سوال این بود که حالا من مثلا قران خون، قرآن رو گوش بدم بهتره یا از حفظ بخونم(البته اونایی رو که حفظم دیگه) یا از روی قرآن بخونم؟ و الله اکبر از اینکه وقتی خدا بخواد معلمت بشه و مطلبی رو بهت یاد بده. حدیث بعدی جواب این سوال من بود. اونم چه جوابی.. از اون جوابایی که انسان خوشش می یاد چون پوزه ی دشمنش رو بر خاک می ماله با این کارش:

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: لیس شى اشد على الشیطان من القراء فى المصحف نظرا. هیچ چیزى براى شیطان سخت تر از قرائت قرآن از روى آن نیست  و از اون جایی که ما می خوایم به شیطان سخت بگذره ، تلاوت قرانمون رو از رو می خونیم دیگه.

پروردگارا، به همه ی دوستداران خود، برکت و و سعت وقت را ارزانی دار و وقتشان را در راستای اموری که مورد رضای توست طی کن و توفیقاتشان را روز افزون بگردان...آمین

راستی یه سوال: چرا هر وقت هر کی دعا میکنه میگه توفیقات روز افزون و نمی گه توفیقات لحظه افزون؟؟؟؟ خب توفیقات لحظه ای زیاد بشه که بهتره تا روز. چرا واقعا؟ چرا؟؟؟