زیر اجاق رو روشن کرد. شعله را متناسب با بزرگی قابلمه تنظیم کرد. قابلمه پرآب را گذاشت روی اجاق. اول نمک. بعد نخود و لوبیا را ریخت تو قابلمه. با دقت نگاه می کردم ببینم چه کارایی می کنه. نخود دو لیوان، لوبیا دو لیوان.می ذاره اب جوش بیاد. در قابلمه رو می ذاره. اجاق دیگه ای رو روشن می کنه. قابلمه کوچک تری می ذاره. آب و نمک و یه لیوان عدس را می ریزه و در قابلمه رو م یذاره. تا یکساعت کارش این بود که هی می یومد و چک می کرد که آبش تموم نشده باشه و شعله زیرش تنطیم باشه..
بعد از یک ساعت، عدس رو خاموش کرده، سبزی رو رشته آش رو می ریزه، تو قابلمه ادویه می زنه. آرام آرام این مواد را هم می زنه. ازش می پرسم چرا لپه توش نمی ریزی؟ چرا لیمو عمانی بهش اضافه نمی کنی؟ یا اصلا چرا رب گوجه نمی زنی؟ یک لبخندی می زنه و میگه: اونوقت که دیگه نمی شه آش رشته....ماهی تابه رو می ذاره رو اجاق و شروع می کنه به سرخ کردن پیازهای خرد شده. ..اخرش آش رو میریزه تو یه کاسه بزرگ و با پیاز تزیینش می کنه.
می رم تو فکر. به جوابی که به سوالم داد فکر می کنم که چرا توش لیمو عمانی و لپه و .. نمی ریزه؟
« اونوقت که دیگه نمی شه آش رشته »
کلاس آشپزی راه ننداختما. فقط داشتم فکر می کردم ما هم مثل همین قابلمه هستیم. قراره یک آش رشته خوب بشیم یا یک چیزی که نه اسم غذا داره و نه خوشمزه ست و نه به درد کسی می خوره؟ خب قاعدتا اگه قراره ته بگیریم و بسوزیم و معلوم نباشه که چی می شیم و به درد کسی نخوریم که هیچ. اما اگه می خوایم یه آش رشته ی خوب و جا افتاده بشیم اول باید بفهمیم که وجود ما مثل ظرفی می مونه که هرچی توش بریزی، آخرش اثر همون رو نشونت میده.1 نباید هر چیزی بخونیم و بشنویم و ببینیم. اگه مواد اضافی و به درد نخور بریزیم تو قابلمه که دیگه نمی شیم «آش رشته»
باید توجه داشته باشم که از همون اول که تصمیم گرفتیم آشی بشیم که اثر بخش باشیم، رو شعله حرارت می ریم و سختی هایی رو می بینیم. شعله رو هم خدا همیشه متناسب با ظرف و عمر و ظرفیت ما تنظیم می کنه2. نگران این قسمتش نباش. فقط ما باید بتونیم گرمای این شعله رو تحمل کنیم تا بپزیم.
وقتی داری آش رشته ات رو می پزی باید بدونی اول چی توش بریزی و دوم چی3. اگه اونی رو که اول باید بریزی دیر بریزی خوب جا نمی افته و اونی رو که اخر بریزی همون اول انجام بدی باز هم نتیجه خوب نمی ده و له می شه. حواست باشه کارات رو به ترتیب انجام بدی. پله ها رو یکی یکی بالا بری. یه هو نخوای بپری پله سوم که می افتی.
...نخود دو لیوان برداشت. لوبیا هم ... هر کاری رو که انجام می دم باید متناسب باشه با اون ظرف4 و ...حساب کن دو کیلو بریزی تو یه ظرف یه کیلویی. اونوقت هم ظرف به نظر نمی یاد و چیز مزخرفی می شه هم اون دو کیلو موادت از بین می ره و ....
در مدت پخت آش رشته وجودت، هی باید چک کنی که نکنه آب قابلمه تموم شده باشه..هی باید چک کنی خودتو که کارات درست پیش بره، باید بامعیار ها بسنجیم 5و به کسایی که بلدن و میتونن مراقب باشن بگیم. باید حواست باشه که یکی، همیشه حواسش به تو باشه. خدا. ائمه. عالمان دین.
فقط یادمون باشه پیازهامون رو هم سرخ کنیم . اخلاق و اعمالمون رو زیبا انجام بدیم6 تا وقتی که آش رو تو ظرف کشیدیم، پیاز داغی هم برای تزیین داشته باشیم.
حوصله کردی یک باره دیگه دستور پخت رو بخون و ببین خودت چه جوری داری می پزی...
آش رشته خوبی می شی به شرطی که بخوای
بعدا نوشت: خوشحالم از اینکه دوستای خدایی دارم.7 می دونید چرا؟ اگه من یادم بره یا تنبلی کنم یا هر چی بهم متذکر می شین که : پس روایاتش کو؟ این خیلی خوبه. ممنون که اینقدر اهل بیت رو دوست دارید. اینقدری که مطلب رو بدون روایت نمی تونید بخونید. می خونیدها ولی خب می گین یه چیزیش کمه. ممنونم. روایات رو در ادامه مطلب گذاشتم . قشنگ و با مفهومه. بخونینش. همین خوندنش برکت می یاره. خیلی هم برکت می یاره.