راجع به قلب چی می دونی؟ عضو صنوبری شکل ...یه چیزی مثل چینی که زود می شکنه؟ یه چیزی مثل حباب که زود می ترکه؟ قلب، یه چیزی مثل گنجشکه.1 در روز هفت بار رنگ عوض می کنه. یه ساعت محبت شدید داره. یه ساعت خشم و غضب توش پر می شه. یه ساعت دیگه همه رو می بخشه. یه ساعت دیگه می شه مرکز کینه و دشمنی. این قلب ادمیزاده. من ادمیزاد باید با این قلب چه کنم؟ وقتی کنار بچه ام هستم از دستش عصبانی می شم، می زنمش، بعد وجدان درد م یگیرم، بغلش می کنم. بچه ام دوباره کار بد می کنه دوباره عصبانی می شم. این یه مثال واضحیه از تغییر حالت های قلب در روز...حالا واقعا. من با همچین موجودی چه کنم؟
بیخود نیست وقتی می گن اگه این قلب سالم بمونه بقیه چیزها هم سالم می مونه.2 وقتی عصبانی می شه شنیدی می گن خون جلوی چشمش رو می گیره. این همون کار قلبه. قلب مثل پادشاه می مونه. اگه تبهکار باشه نابود می کنه اگه درستکار باشه بالتبع لشکریانش هم درستکار هستند و کارهای درست انجام می ده3 برای اینکه این گنجیشک رو بهتر بشناسی این روایت رو م یذارم بخونش دقیق. توش گفته قلب چی کاره است. انسان ها به واسطه این قلب چه حالت هایی براشون پیش می یاد و به چه مشکلاتی دچار می شن. (12 دسته)اخرش می رسی به این که هر چی هست زیر سر این قلبه.

قال علىّ علیه السّلام: لقد علّق بنیاط هذا الانسان بضعة هى اعجب ما فیه و ذلک القلب و له موادّ من الحکمة و اضداد من خلافها فان سنح له الرّجاء اذلّه الطّمع و ان هاج به الطّمع اهلکه الحرص و ان ملکه الیأس قتله الاسف و ان عرض له الغضب اشتدّ به الغیظ و ان اسعده الرّضا نسى التّحفّظ و ان غاله الخوف شغله الحذر و ان اتّسع له الأمن استلبته العزّة و ان اصابته مصیبة فضحه الجزع و ان افاد مالا اطغاه الغنى و ان عضّته الفاقة شغله البلاء و ان جهده الجوع قعدت به الضّعف و ان افرط به الشّبع کظّته البطنة فکلّ تقصیر به مضرّ و کلّ افراط له مفسد (الحدیت-روایات تربیتى ج2 ص : 396)
على علیه السّلام در باره قلب آدمى که خلقتى بس عجیب و شگفتآور دارد فرموده است:
در این کانون تمایلات عاطفى، مجموعهاى از خواهشهاى حکیمانه و تمایلاتى ضدّ آنها گرد آمده است،
اگر امیدوار شود تمنّاى طمع خوارش میسازد،
اگر میل بآز و طمع در ضمیرش جنبش کند خواهش حرص تباهش مینماید،
اگر ناامید گردد اندوه و غم او را میکشد،
اگر حالت غضب بر وى دست دهد بشدّت خشمگین میگردد،
اگر خشنود شود خودداریهاى لازم را فراموش میکند،
اگر دچار خوف و هراس شود در جستجوى راه نجات، حیرتزده و مبهوت میگردد،
اگر در امنیّت و گشایش قرار گیرد غفلت و نادانى آن را از کفش میرباید،
اگر بمصیبتى دچار شود بىتابى رسوایش میکند،
اگر مالى بدست آورد توانگرى بطغیانش وامیدارد،
اگر فقر و تهیدستى آزارش دهد گرفتار بلا مىشود،
اگر گرسنگى بر او فشار آورد ناتوانى، گریبانگیرش میکند،
اگر در خوردن زیادهروى کند فشار شکم ناراحتش میسازد،
پس هر کوتاهى و کندروى در تمایلات، براى بشر زیانآور است، و هر افراط و تندروى نیز مایه فساد و تباهى است.
حالا با توجه به این روایت می تونی بگی چی کار باید بکنم با این قلب گنجیشککی ام؟؟؟
فقط کد می دم. ادامه اش رو با همین کد ها پیش ببر:
کد اول: خدا بهت یه عقلی داده که پیامبر درونته.4
کد دوم: خدا رو یادت نره. 5
دلم نیومد این سوال رو نپرسم. ا
گه شما گیر کنی بین دو تا گزینه برای رفتن و ماندن. رفتنی که قلب یکی رو می شکونه و ماندنی که بازم قلب یکی رو می شکونه، اونوقت چه می کنی؟؟؟